اصول اخلاقی ژورنالیزم

اخلاق خبرنگاری بخش جدايي ناپزیر اصول خبرنگاری میباشد. به همان اندازه که رعایت اصول قانون رسانه ها ضروری میباشد، لازم است که اصول اخلاقی خبرنگاری نیز مورد توجه قرار گیرد. اخلاق رسانه ای درمقام عمل ودر فعالیت های خبرنگاری بسیارمشکل وپرجنجال به نظر میرسد. این مشکل ازاینجا ناشی میشود که؛ نخست مفهومی اخلاق رسانه ای درمکان ها وزمان های مختلف ودرکشورهای مختلف، فرق میکند؛ دوم اینکه عموما ً اخلاق رسانه ای نکته های نوشته شده يي نیستند، وبیشتر برمیگردد به هنجارها وارزش های اجتماعی دریک محدوده خاص زمانی-جغرافیایی.
صدها مورد از تهدید، اخطاریه، محاکمه وحتی قتل خبرنگاران را شاهد هستیم. ازیک طرف این موارد ممکن ناشی از فعالیت های صادقانه ومسلکی خبرنگاران بوده باشد که در نتيجهء افشا گري هاي وفسادهای اجتماعی و سياسي منجر به قهر وعمل غیرانسانی مقامات، اشخاص  ونهادها شده باشد. ازجانبی هم ممکن است دربعضی موارد ناشی از عدم درنظرگیری اخلاق رسانه ای، هنجارها وارزشهای اجتماعی، توهین وهتک حرمت ویا تجاوز به حریم شخصی افراد بوده باشد؛ که اگر چنین باشد، علت این همه اخطاریه، هشدار وقتل خبرنگاران متوجه فعالیت های غیرمحتاطانه خود خبرنگاران نیز میگردد.
آزادی مطبوعات دقیقاً با اتکا به مسؤولیت آن تعریف میگردد. مسؤولیت پذیری یکی از فاکت اصل هاي بزرگ در اخلاق رسانه ای میباشد. بررسی ها نشان داده است که رسانه ها موثریت چشمگیری در شکل دهی افکار، نظرها، تلقی ها وبرداشت های مردم در جوامع دارد. این تأثیرگزاری میتواند مثبت ویا منفی باشد. یا به بیان دیگر میتواند جنبه سازندگی وتعلیم دهی ویا ممکن بعد تخریبی نيز داشته باشد. با درنظرداشت این مسایل، چون رسانه ها وظیفه راهنمای مردم به همزیستی، همپذیری، سازندگی وزندگی مسالمت آمیز را دارامیباشد، الزامی است که نحوه تأثیرگزاری رسانه ها اخلاقاً به نفع اجتماع وانسانیت باشد، تا اصالت اطلاع رسانی، روشنگری وتعلیم دهی را آنچنانی که باید، به جا آورد.
درنبشته حاضر تلاش شده است، نخست مطالبی پیرامون اخلاق رسانه ای وسپس وضعیت اخلاق رسانه ای در افغانستان به بررسی گرفته شود وبه دنبال آن اصول بین المللی اخلاق حرفوی خبرنگاری، تصویب شده ای چند سازمان جهانی خواهد آمد.
 
طرح موضوع:
     دو دلیل عمده درین زمینه سبب طرح موضوع کنونی شده است:   
1- نقض گستردهء اخلاق رسانه ای توسط دست اندرکاران وکارگزاران رسانه ها در افغانستان.
2- عدم شکل گیری بحث های اکادمیک در زمینه اخلاق رسانه ای، نه در “دانشگاه ها” و نه دراتحادیه ها وتشکل های صنفی خبرنگاران.
مفاهیم اساسی:
اخلاق ورسانه، مفاهیم اصلی وکلیدی این نبشته میباشند. برای روشنی بیشتربه تعریف این مفاهیم میپردازیم.
1- رسانه: مفهوم رسانه درین نوشته، شامل رسانه های چاپی، شنیداری ودیداری- شنیداری، مبتنی برتعریف رسانه در قانون رسانه های همگانی میباشد. ” رسانه وسیلهء انتقال پیام، معلومات واطلاعات با استفاده از وسایل زیر میباشد؛ رسانه برقی: رادیو، تلویزیون، شبکه جهاني؛ رسانه چاپی: روزنامه، جریده(هفته نامه، نشریه پانزده روزه، ماهنامه، مجله، گاهنامه، فصلنامه، پوستر وبولیتن)؛ و آژانس خبر رسانی.[i]2- اخلاق: اخلاق در لغت به معنی خلق وخوی بوده اما اصطلاحاً تعریف های گوناگوني دارد. همین عدم تعریف مشخص وهمه پذیر سبب پيدايي مشکلاتي درین زمینه شده است. اخلاق بیان کنندهء درستی ونادرستی رفتار وخوبی یا بدی منش فرد است. قضاوت اخلاقی در کنار دلایل وانگیزه ها به رفتارمردم، ونیزبه منش ها وخصلت های کلی ترآن مربوط میشود. درمجموع معیارهای اخلاقی، بخشی از زندگی مردم را تشکیل میدهد که انتخاب و رفتارانسان ها را هدایت میکند.
درین نوشته منظور ازاخلاق عبارت از الگوهای کارکردی- رفتاری آن میباشد. درین مورد پلروبژیک مینویسد:” اخلاق را میتوان به مثابهء الگوی رفتاری که مبتنی بر ارزشهای مطلق ناظر برخیر وخوبی است، توصیف کرد.”[ii] ازلحاظ کارکرد، دانشمندان اخلاق را به اخلاق توصیفی واخلاق هنجاری بخش بندی نموده اند.[iii] اخلاق توصیفی عبارت از تحقیق تجربی- توصیفی وعلمی- تاریخی از نوع تحقیقات که انسان شناسان، روان شناسان وجامعه شناسان درزمینه های اخلاقی انجام میدهند، میباشد. هدف ازآن توصیف وتبیین اصول اخلاقی  و، ازرهگذرآن، دست یابی به نظریه در باب سرشت اخلاقی انسان است که هیچ توصیه، دستور وحکم اخلاقی را دربرندارد.
اما آنچه محور بحث این نوشته است، اخلاق هنجاری میباشد که منظورازآن فراهم آوری اصول واحکام اخلاقی است که گزاره های آن توصیه وترغیب یا نهی ومنع اخلاقی را دربر دارد. وازمخاطب، عمل به آنرا طلب میکند. البته معنی هنجاری در اینجا بیشتریک معیاراست، تادستور. دربحث اخلاق رسانه ای دقیقاً بخش اخلاق هنجاری مورد مطالعه قرار میگیرد؛ چون در اخلاق رسانه ای بحث ازباید ها ونبایدها و یا توصیه ونهی درمیان است.
اخلاق در رسانه های گروهي:
     ” اخلاق رسانه ای مبحث گسترده از اخلاق حرفوی، که ازیک سو متشکل از موضوعاتی مانند آزادی بیان، آزادی مطبوعات، قانون مطبوعات، مسائل ومعاهده های بین المللی حق چاپ، قانون حق چاپ، سرقت ادبی، مسوولیت روزنامه نگار، آگاهی نویسنده ومانند آنها که دارای متون مکتوب ومدارک مشخص وقابل استنادی است، وازسوی دیگر متشکل است از موضوعات متعدد دیگری که مکتوب ومشخص نیست. اما هر روزنامه نگار در جامعه خود آنهارا می شناسد.”[iv] ویا ضوابط اخلاقی خبرنگاری عبارت از رهنمودهای است که برای خبرنگاران روش مسلکی ارائه میکند، تابتوانند درشرایط سخت ومشکل، خود تصمیم بگیرند. این معیارها از سوی به معتمد بودن خبرنگاردربین مردم می افزاید وازسوی دیگر خبرنگار را مسلکی جلوه داده واز مداخله قدرت های فشار وزمینه های وضع قیودات جلوگیری میکند. “برخی خبرنگاران میگویند اخلاق دراساس مواد قانونی است که همه کارکنان رسانه ها باید رعایت کنند. یا حداقل اگر رعایت نکردند، پیش خود احساس سرافکنده گی کنند.[v]گرچه اخلاق رسانه ای جهان شمول میباشد، مگرباآنهم نسبت به اینکه خبرنگار درکدام رسانه، کدام کشور، با کدام مخاطبان وچه کسانی سروکاردارد، فرق میکند. ازجانب دیگر اخلاق رسانه ای ارتباط تنگاتنگ با میزان معاش، رقابت رسانه ای، فرهنگ مسلط روزنامه نگاری و… دارد. بدین معنی که معاش ناکافی دربسیاری شرایط خبرنگار را وامیدارد که اصول اخلاقی خبرنگاری را نادیده بگیرد. بنابراین خبرنگار به هراندازه که از نگاه امکانات مالی بهتر تأمین باشد، به اخلاق رسانه ای بیشتر پایبند خواهد بود.
اخلاق حرفوی جزو جدای ناپذیر حرفه روزنامه نگاری است. میتواند- وباید- راهگشاه ورهنمای روزنامه نگار در تمامی عرصه های مختلف کسب، تنظیم ونشرخبر باشد.[vi]اخلاق خبرنگاری عموماً ازباورها، عرف وارزش های جوامع اثر میپذیرد. ازآنجایکه هنجارها وارزشها درجوامع گوناگون، مختلف میباشد؛ اخلاق رسانه ای نیز در جوامع مختلف، خصوصیت ها و ویژه گیهای خود را دارد. اصول وآزادی ِ فعالیت ها ی  رسانه ای را اگر ازیکسو قانون رسانه ها ی گروهی مشخص مینماید، ازسوی دیگر چارچوب اخلاقی مسلط برآن جامعه، آنرا تکمیل مینماید. قانون رسانه ها هم ممکن در بسیاری موارد مبنا ومنشأ اخلاقی داشته باشد، اما طرح این موضوع که اخلاق رسانه ای به قانون تبدیل شود، به منظور ضمانت اجرایوی آن، ممکن به نظر نمی رسد. زیرا هرگاه اخلاق به قانون تبدیل شود معنی اخلاقی خودرا از دست خواهد داد؛ چون به اصل قانونی تبدیل میشود. وهم مسایل اخلاقی آنقدر پیچیده ومتحول است که گنجانیدن آن در چارچوب قانون- اگرنه مهال- مشکل به نظر میرسد.
شهرت یکی ازمسایلی است که خبرنگاران به آن می اندیشند. بنابرین، ازآنجایکه عدم درنظرگیری ضوابط اخلاقی به شهرت خبرنگاران لطمه وارد میکند، برخبرنگارانست که حتی برای شهرت شخصی خودشان هم اگر شده، باید ضوابط اخلاقی را در کار خبرنگاری رعایت نمایند. تا بتوانند، ازیک طرف مسوولیت اخلاقی ومسلکی خویش را در جمع  آوری ونشر اطلاعات بجا بیاورند و ازطرف دیگر بتوانند شهرت نیک خودرا حفظ نمایند.
مسایل محوری در اخلاق رسانه ای که باید در نظر گرفته شود عبارت از صداقت،  صحت، توازن، امانت وپرهیز از آنچه درضدیت با منافع همگانی واقع شود، میباشد.  درمجموع اخلاق رسانه ای را میتوان با در نظرگرفتن امانت داری، آگاهی، ومسوولیت  بررسی نمود. چون نخستین اصالت خبرنگار اطلاع رسانی میباشد. ازینرو خبرنگاران باید کوشش نمایند اطلاعات مورد نیاز جامعه را تأمین نمایند. اطلاعاتی را که کسب مینمایند، آنرا نظر به دلایل شخصی وگرایش های خود پنهان  نساخته و تحریف ننمایند. از سوی دیگر خبرنگاران باید آگاهی ومعلومات کافی در رابطه به موضوع داشته باشند. هرگاه در مواردی دارای آگاهی کافی نباشند، نباید معلومات نامکمل و ناقص را به نشر برسانند. اساساً برخبرنگار لازم است در رابطه  به موضوع که میخواهد نشرنماید، معلومات کافی بدست آورد. مخاطبان رسانه ها توده های وسیع مردم میباشند؛ وخبرنگاران با انتشار یک مطلب درواقع بر هزاران  نفر تأثیر میگزارد وباعث ارتقای سطح آگاهی گیرنده گان میشود. بنابرین اگر معلومات دقیق نبوده ونادرست باشد، درنتیجه سبب القای آگاهی کاذب وناقص به گیرنده گان میگردد. همچنان رسانه ها چون در درون خانواده ها را پیدا میکنند، با ید به نحوی مشوق ِ برازندگی باشد.
خبرنگاران باید درقبال جامعه ومردم خودرا ازنظر اخلاقی مسوول بدانند. ازنشرآنچه در قانون نامه ها وقواعد یک کشور ضد اخلاقی تلقی میشود، خود داری نمایند. یعنی  خبرنگاران میباید وفاداری به شهروندان واحساس مسوولیت به ارزشهای انسانی را در دستور کار خویش قرار دهند.
آزادی مطبوعات واخلاق رسانه ای:
     آزادی مطبوعات واخلاق رسانه ای باهم ارتباط نزدیگ داشته وگاهی، دربعضی موارد، ممکن در تقابل هم قرار گیرند. به این دلیل که از یک سو آزادی مطبوعات اجازه نشر بدون سانسور واعمال محدودیت را میدهد؛ ازسوی دیگر یک سلسله مسایلی میباشند که نشرآنها با آنکه صریحاً وقانوناً منع نشده باشند، اخلاقاً درست شمرده نمی شوند. گرچه بعضی از محدودیت های اخلاقی در قانون رسانه های کشورها مشخص میگردد، اما با آنهم از آنجایکه مسایل ضد اخلاقی وغیراخلاقی کاملاً مشخص شده وتعریف شده نیست، وبیشتر جنجال های ناشی از نقض اخلاق رسانه ای، بعد از نشر مطالب  به وقوع می پیوندد؛ بنابرین توجه به یک سلسله مسایل ارزشی- اخلاقی که درقانون رسانه ها به آنها به صورت مستقیم اشاره نشده است، ضروری به نظر میرسد.
” البته تعریف آزادی مطبوعات فقط در مطبوعات ملی ومحلی صدق میکند، هرچند درمواردی مطبوعات جهانی نیز موافقت بر سر یک سلسله مسایل وجود دارد. رسانه ها به دو صورت ممکن است با استفاده از آزادی مطبوعات از قوانین مطبوعات تخطی کنند:
1- به دلیل نوشتن افترا، توهین وپرداختن به مسایل خصوصی افراد. در صورت چنین تخطی ها، به شکایت افراد رسیده گی شده ومجرمان تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند.
2- به دلایل نوشتن مسایل خلاف قانون مطبوعات واستفاده غیرقانونی از آزادی مطبوعات مانند: توهین به مقدسات، به خطرانداختن امنیت ملی، ومشوش ساختن اذهان عمومی.”[vii]در بیشتر کشورها برای رسیده گی به اتهامات ویا قانون شکنی های رسانه ای، دادگاه رسانه ای با حضور هیات منصفه مطبوعاتی وبه صورت علنی برگزار میشود. آزادی مطبوعات ونهادینه شدن آن که در پی تحول های سیاسی در یک کشور به میان می آید، به زمان نسبتاً طولانی نیاز دارد تا حالت گذار را طی کند وتوسعه طبیعی خودرا بگذراند و به ثبات وپایداری اش برسد.
نقد از وظایفی رسانه ها میباشد. ممکن این نقد گاهی اعتراض فردی یا جمعی را درقبال داشته باشد. جامعه از یک طرف به آزادی مطبوعات نیاز دارد تا نقد ممکن گردد، وازطرف دیگر به قواعد ویژه نیاز دارد، تا نقد مرزهای اخلاقی را نشکافد. واز حقوق فردی وجمعی دربرابر زیاده روی وانحراف رسانه ها جلوگیری کند. خبرنگاران ممکن است با استفاده از آزادی مطبوعات افشاگرانه عمل نمایند- که این یکی از وظایف رسانه ها میباشد- وبا استفاده از نقد، کاستیها ونارسایهارا افشا نماید؛ وهم باید متوجه بود که این افشاگری به تهمت وافترا نیانجامد. دیگر اینکه ممکن با استفاده از مزایای آزادی مطبوعات به تبلیغات حمایتی ودسیسه چینی برضد اشخاص وگروه ها بپردازد، ومسایل اخلاقی را زیر پا کند. اینها نکته های اند که اگر درکنار آزادی مطبوعات درنظر گرفته نشوند، اخلاق رسانه ای صدمه می بیند. در نتیجه اینکه با توجه به زوایای اخلاقی- هنجاری از آزادی مطبوعات استفاده صورت گیرد. خبرنگار نباید به خود اجازه دهد که با استفاده از آزادی مطبوعات، اخلاق رسانه ای را نفی کند. یعنی در اینجا در مناقشه آزادی مطبوعات واخلاق رسانه ای، موازنه باید در نظر گرفته شود.
اخلاق رسانه ای در افغانستان:
     ازپنج سال به این طرف رسانه ها در افغانستان از رشد کمی خوبی برخوردار بوده اند. اما سوال اینجاست که آیا رشد کیفی ومحتوای رسانه ها نیز چنین بوده است؛ ووضعیت اخلاقی رسانه ها که شامل کیفیت آن میگردد، چگونه است.
همانطوریکه میدانیم کشورهای درحال گذار، درعرصه رسانه ها با چالشهای پیچیده اخلاقی روبرو میباشند. افغانستان نیز چون وضعیت گذار را تجربه میکند، ازین امر مستثنی نبوده وبا چالشهای زیادی در عرصه رسانه های جمعی دست وگریبان است.
قانون رسانه های افغانستان تا حدی آزادی های برای رسانه های جمعی قایل شده است. درفصل دوم ماده چهارم در بخش حقوق ومکلفیت ها در قانون رسانه های جمعی آمده است:”
1-هرشخص حق آزادی فکر وبیان را دارد. طلب، حصول وانتقال معلومات، اطلاعات ونظریات در حدود احکام قانون بدون مداخله ومحدودیت از طرف مسوولین دولتی، شامل این حق است. این حق دربرگیرنده فعالیت آزاد وسایل پخش، توضیع ودریافت معلومات نیز میشود.
2- دولت آزادی رسانه های همگانی را حمایت، تقویت وتضمین مینماید. هیچ شخص حقیقی یا حکمی به شمول دولت وادارات دولتی نمیتوانند فعالیت آزاد رسانه های خبری یا معلوماتی را منع، تحریم، سانسور ویا محدود نموده ویا طوری دیگر در امور نشرات رسانه های معلوماتی وخبری مداخله نماید، مگر مطابق احکام قانون.”[viii]این ماده قانون در نفس خود خوب میباشد، زیرا فعالیت های رسانه های جمعی را مشخص مینماید. اما باید دانست که جامع بودن وصراحت از ویژه گیهای مواد قانون به شمارمیرود. اما  بعضی نکات این ماده صراحت نداشته وابهاماتی دارد. مقوله های احکام دین مقدس اسلام، هتک حرمت، توهین وافترا در قانون اساسی، قانون رسانه های همگانی وقانون مدنی تعریف نشده است. درمورد احکام دین مقدس اسلام، ازآنجایکه دربرداشت ها ودرمقام عمل نوعی کثرت گرای حکمفرما است؛ این برداشت های متنوع از احکام دین وعدم تعریف آن، این ماده را مبهم میسازد. این خطر وجود دارد که اشخاص ونهادهای دولتی با تعبیر وتفسیر خودشان از این ماده وماده های ازین قبیل به نفع خودشان استفاده نموده وفعالیت رسانه ها را محدود نمایند. واین عدم تعریف مشخص مواد قانون سوء استفاده هارا ممکن ساخته وبا ابهاماتی که دارد هرشخص ونهاد میتوانند فقط توجیه خودشان – نه همه پذیر- را داشته باشند.
واژه های توهین، هتک حرمت وافترا در افغانستان درهیچ قانون نامه ولایحه تعریف نشده است که این مشکل بزرگی را در بخش اخلاق رسانه ای ایجاد نموده است. مسلکی نبودن خبرنگاران که در رسانه های داخلی افغانستان کارمیکنند، مشکل دیگری است؛ زیرا اکثر خبرنگاران غیرمسلکی(نا آشنا با اساسات واصول خبرنگاری) وبا عدم آگاهی از اخلاق رسانه ای وارد عرصه عمل میشوند. تنش های اتنیکی، لسانی و… امروز در رسانه های افغانستان بسیار زیاد انعکاس میابد. درکشورهای درحال گذار مثل افغانستان، امنیت وصلح ازمسایل بسیار اساسی وبا ارزش است. بنابرین اخبار واطلاعات صلح بر سایر اطلاعات باید اولویت داشته باشد. رسانه ها در تقویت اعتماد ملی، ثبات وصلح باید کمک نمایند. ونباید ابزاری باشد برای یاری رسانیدن به اهداف ضد اجتماعی، ضد امنیتی و… واز نشر مطالب که منافی منافع همگانی باشد، باید پرهیز نمایند. ” مطبوعات آزاد تنها در یک جامعه آزاد پیشرفت میکند، فرقه گرای تهدیدیست در بافت جامعه آزاد وهمبستگی ملی.”[ix]لذا از نشر اطلاعات ویا ارقام که احساسات قومی یا گروهی را برانگیزد باید خودداری گردد- البته در وضعیت های بسیار شکننده. اما این امر در رسانه های افغانستان درنظر گرفته نمی شود. اصولاً واخلاقاً خبرنگاران نباید تعهد با شرکت ها ونهاد های خارجی داشته باشند؛ اما می بینیم که در افغانستان تمویل کننده های اکثر رسانه ها خارجی ها میباشند، که طبعاً درمقابل ممکن خواسته های نیز داشته باشند. این امر نیز صدمه های متوجه اخلاق رسانه ای مینماید.
مبتنی بر تحلیل فوق میتوان گفت که اخلاق رسانه ای در افغانستان، به شکل گستردهء آن- بیشتر در رسانه های داخلی- نقض میگردد. این مسئله در تشکل های صنفی خبرنگاران وکمیته ناظر برمطبوعات مورد بحث قرار نگرفته است. درنظرنگرفتن این مسایل از سوی رسانه های جمعی، یکی از ضربه های است که اعتماد رسانه ها را کاهش داده است. وباعث شده است که مردم به رسانه ها به مثابه زیگنال حلقه های خاص- که بعضاً خطرناک تلقی میکنند- بنگرند؛ ودرنتیجه رسانه ها نتوانسته اند گیرنده گان خود را بیابند.